تبليغاتX
کمپین در شیراز - چه دانم های بسيار است...

بعد از دستگيری جلوه جواهری که دوست مشترک همه ی ما بود،هيچ کدام از بچه ها دل و دماغ نوشتن نداشتيم.مدام خاطرات و خطراتمان را در ذهن مرور می کرديم.اما خب همين طوری هم که نمی شود دست روی دست گذاشت و نشست و نگاه کرد.تنها کاری که توانستيم انجام دهيم اين بود که برای جمع آوری امضا به ميان مردم برويم  و نگذاريم اين روند دستگيری ها روی کارمان تاثيری بگذارد.مريم حسين خواه و جلوه در زندان هستند.خواسته های ما در کمپين،خواسته هايی حد اقلی است که در قالب مبارزه ای اجتماعی و مسالمت آميز مطرح شده اند .چرا بايد به خاطر طرح نابرابری های موجود در قانون اين قدر بها بپردازيم؟؟؟

چند روز پيش پسری گفت من با اين تبعيض ها کاملا موافقم!پرسيدم می شه دليل مخالفتتون رو بپرسم؟ گفت :"چون به نفعم نيست!!"حرف هايی شبيه به اين رو بار ها از دهان مردها و حتی خود زن ها هم شنيدم تو اين مدت. آخه خود خواهی تا چه حد؟مگه دنيا فقط امروزه؟فردايی نخواهد بود که همه ی ما زن و مرد بخواهيم آزادانه و با حقوق انسانی برابر در يک جهان زندگی کنيم؟ تو که اين حرف رو می زنی،فردا جواب فرزندان دخترت  رو هم همين طور می دی؟به نفعم نبود،حمايت نکردم؟به همين سادگی؟؟؟؟

نمی دونم واقعا چرا بعضی افراد فقط محدوده ی کوچک و تنگ اطراف خودشون رو می بينند و خود خواهی شون تا اين حد کورشون کرده.چرا بايد مريم و جلوه تو زندان باشند و آقايی يا خانمی به راحتی بگن به نفعم نيست؟؟مگه مريم و جلوه برای نفع شخصی دارند فعاليت می کنند؟ما داريم تو يه جامعه زندگی می کنيم.جامعه ی آزاد و سالم جامعه ای است که همه ی ارکانش آزاد و سالم باشند.زندگی اجتماعی ما و منفعت اجتماعی ما در گرو تامين منفعت همه ی افراد جامعه در پرتو قانون عادلانه است. اگر قانونی به تبعيض و نابرابری دامن بزنه،اين به نفع همه ی افراد نيست که به اون قانون اعتراض کنند ؟؟...به قول مولانا :چه دانم های بسيار است...ليکن من نمی دانم...!

 

+ نوشته شده توسط کمیته اطلاع رسانی در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 15:5 |